زیباترین دلیل زندگی

عشق ننی و بابو

خوش آمد گویی

 آرزویم این است:تو به باور برسی که در این کنج هیاهوی زمان ،توی بی باوری آدم ها ،یک نفر می خواهد تو سلامت باشی و بخندی همه عمر...

 

سلام به همه.

به وبلاگ من خوش اومدید.

بابا و مامانم این وبلاگ رو برام درست کردن.

اونا میگن تو بهترین هدیه ی خدا به مایی.منم خیلی دوسشون دارم.

مامانم میگه این وبلاگو برات درست میکنم تا وقتی بزرگ شدی بدونی چقدر شیطون بودی و چقدر من و بابایی تو رو دوست داشتیم و داریم.قلب

حالا شمام می تونید بیاید و خاطرات منوبخونید.

 

چهارشنبه سوری ۹۵

امروز روز چهارشنبه سوریه ما که اماده ایم برا شب حسام بی صبرانه منتظره .خونه تکونی امسالمون ۸۰درصد تموم شده.جشن نوروز آقا پسر تو سنجاقک برگزار شد که فوووووق العاده بود در اسرع وقت عکساشو میذارم پسرم خوشتیپ کرده بود حسابی بانمایششم ترکوند.عالی اجراکرد ایشالله شب خوبی باشه و همه چی به خیر و خوشی تموم شه
24 اسفند 1395

تولد 6 سالگی گل پسرم

امسال تولدتو تو پیش دبستانیت کنار دوستات گرفتیم.یکم عصبیم چون تمام این پست رو گذاشتم اما نی نی وبلاگ خان یهو هنگ کرد و همه پرید تولدت بسیار بسیار خوب و عالی برگزار شد.ما که خیلی راضی بودیم.کیک تولدت به سفارش خودت قطار بود.خیلی خوشگل و خوشمزه. کلیم توپای خوشگل و رنگارنگ خریده بودی برا دوستات که بعد تولد همگی تو سالن قرار شد بازی کنید باهاشون. ارکست و خواننده هم بود کلی زدید و رقصیدید. تولد روناک جونم بود چون همکلاسی بودید باهم رفتید وسط برا رقص.دوستاتونم دست و جیغ و سوت. تو هم که یه رقص عجیب و غریب انجام دادی همه دوستات از خنده غش کرده بودن . بعدش همه دوستات اومدن باهاتون رقصیدن.از کلاسای د...
18 آبان 1395

اندر احوالات ما...

سلام سلام.من اومدم با کلی حرف با کلی خاطره از کجا شروع کنمممممم!!!!خودمم نمیدونم.اول اینو بگم که کلی اتفاقای خوب برامون افتاده مهمترینش اینکه پسرکم داره کم کم کسب علم میکنه و میخواد با سواد شه.بعلهههه آقا پسر تشریف میبرن پیش دبستانی   ما که خیلی خوشحالیم.انگار بچمون از الان دکتر شده.خخخ ما این چنین آدمهای ذوقی ای هستیم.از اونجا که خیلی حالمون خوبه و الان نمیدونم از کجای این یک سال غیبتم تو وبلاگ حسام خان بگم ترجیح میدم یه پست هردمبیلی بذارمو هر چی دم دستم بود بگم.پس اگه عکس بی ربط گذاشتم به روم نیارین بعلهههه ایشونو که میشناسین.آقای دکتره دیگه بچمون تو حیطه کاری تریلی و ماشین سنگین و لودر و ای...
16 آبان 1395

تولد 5سالگی

سلام پسرکم نازم 27آبان ماه 5ساله شد یک سال تموم منتظر تولدش میمونه امسال نگفتیم تولدش نزدیکه که هر شب با عصبانیت نخوابه میدونید چرا؟؟؟؟ چون هر شب مبگه چندتا بخوابم تولدم میشه؟ وتی چرا تموم نمیشه شب بیدار شم تولدمه؟ امسالم شکر خدا تولد برات گرفتیم. یه تولد پر از اسباب بازی منو بابایی برات قطار خریدیم. خیلی دوسش داری هرچند اصلااااا همکاری نکردی تو عکس انداختن کیکت شکل تریلی بود خیلی دوسش داشتی نمیتونم عکس بذارم آخه دانشگام مهمونامونم برات سنگ تموم گذاشتن قرار بود امسال تو مهد برات تولد بگیرم اما دیگه مهد نمیری که اینم بگم بی ربطه اما نگم یادم میره خیلی دوست داری مثل بزرگترا حرف بزنی مثلا میگی متاسفانه این یزید نامرد امام حسینو کشت خداااشاهده ...
4 آذر 1394

بعذ از یک سال

وای پسرکم خجالت میکشم.تقریبا یک ساله هیچی ننوشتم.واقعا ببخشید لب تاب مامانی خراب شده پسرکم بزرگ شده آقاااا شده.کامل و واضح حرف میزنه.الان که تو ماه محرم هستیم.شبا با علی میریم هییت اونجا بازی میکنید.سینه زنی میکنیدوخیلی با من و بابایی رفیقی.شبا با بابایی میری استخر و باشگاه. عاشق بچه هایی.تو سال گذشته میرفتی مهد کودک خیلی دوست داشتی مخصوصا سه شنبه ها که روز اسباب بازی بود. پرهام گلی به دنیا اومده الان 6ماهشه.همیشه میگی مام یه نی نی مثل پهرام بیاریم. عاشق بازی هستی فعلا باید برم ولی قول میدم زود به زود پست بذارم
29 مهر 1394

دل تنگی نی نی وبلاگی

سلام دوستای خوبم. خیلی وقته به وبلاگ پسری سر نزدم. اول از همه از گل پسرم معذرت می خوام که نتونستم از شیرین کاریا و بزرگ شدنش بنویسم و بعد از همتون تشکر میکنم به خاطر اینکع جویای احوالمون بودید دلمون برا همتون تنگ شده.هم کوچولوها هم مامان گلیا خوب گل پسرم خیلی روزا گذشته سال تحصیلی جدید شروع شده.دارم برای ترم جدید میرم دانشگاه و مزاحم مینا زنعمو میشیم.چند روز پیش از سرعین برگشتیم.با علی عمواینا رفته بودیم. خیلی خوش گذشت.بالاخره روی بارون رو دیدیم. حسام گلی خیلی ماه شدی خیلی دلبری میکنی.عین بزرگا حرف میزنی. دیشب با بابایی کشتی میگرفتی اومدم ازت دفاع کنم پای بابایی خورد به دستم جیغ زدم. بیچاره ...
14 مهر 1393

بدون عنوان

سلام پسر خوبم ميدونم كم كاري ميكنم و وبلاگت رو آپ نميكنم اما لب تاپم خيلي بدشده وقت نميكنم ببرم درستش كنم دوستاي خوبم ميدونم خيلي ديره ولي ممنون كه سال نو رو تبريك گفتيد شمام سال خوبي داشته باشيد منو حسام حالا كه هوا خوب شده روزاي فرد ميريم پياده روي بانوان حسامم كلي بازي ميكنه.ديگه اينكه امتحانام ٢٤ شروع ميشه. قبل عيد يه مشكل مالي برامون پيش اومد يهو حسام گفت تولد امام حسين بريم كيك بخريم براش تولد بگيريم مام گفتيم شايد به دلش افتاده.خلاصه همون قبل عيد مشكل حل شد و ديشب كه شب ولادت امام حسين بود رفتيم مسجد و حسام شيريني و شكلات پخش كرد امشبم شب ولادت حضرت ابوالفضل شربت خدا قبول كنه ايشالله همتونو دوست داريم ...
11 خرداد 1393

اواخر سال ٩٢

چقدر زود گذشت باورم نميشه امسالو اصلا دوست نداشتم سال خوبي نبود اما با اين حال انگار ديروز تو وبلاگت از تعطيلات عيد ٩٢ مي گفتم اول از دوستامون تشكر ميكنم تو اين مدت جوياي احوالاتمون بودن اما متاسفانه بايد بگم هنوز موفق نشدم لپ تابو درست كنم الانم با گوشي اومدم پست ميذارم دلم واسه همتون و جوجه هاتون تنگ شده حسامو من كه كلي كار كرديم حسام يه ترم كلاس زبان رفت و ترم يك رو تموم كرد .پسرم از ١٠٠ نمره تونست ٨٠ نمره بگيره چون منم دانشگاه ميرم و اين مدت مشغول خونه تكوني بوديم موفق نشدم تو سه درس آخر بهش كمك كنم نمره از اونا كم آورد خيلي با مزه شده خيلي مهربونه.يكمي بدقلقي ميكنه دوست داره به همه حرفاش گوش كنيم عاشق ترقه س با باباش شبا يدونه ميزنن.حالا...
24 اسفند 1392

تولد 3 سالگی ...مک کوئین

خوب 27 تولد حسام جونم بود من و حسام و باباش با هم خانوادگی براش جشن گرفتیم رفتیم شام خوردیم و پارک و آتلیه و کافی شاپ بعدش تصمیم گرفتیم آخر هفته که همین پنج شنبه گذشته میشه براش جشن بگیریم تا عمه هاش که راه دورن هم بیان من در تدارک کارای تولد بودم.چون خودم همه چی رو درست میکردم.یهو دوست بابای حسام که همون عمو وحید باشه زنگ زد به داود و گفتباید شب نشین بیاید خونمون.گفتم داود تشکر کن بگو ما تا حالا دو بار اومدیم شما نیومدید گفت نه خیلی اصرار میکنه گفتم بگو ما خرید داریم امشب چند شب دیگه شما بیاید گفت نه نمیشه باید بیاید خلاصه من از اینکه کارام بهم ریخته بود ناراحت بودم.ولی داود گفت میریم نیم ساعته میایم هیچی دیگه رفتیم.وارد خ...
2 آذر 1392

تولد 3 سالگی

خوب گل پسرم 3 سال گذشت. 3 ساله اومدی شدی تموم زندگیمون. من و بابایی دونه دونه نفسایی که میکشیم به خاطر توئه. حسام جونم پسرم این سه سال برام خیلی شیرین بود. خیلی خیلی عاشقتم. بابایی جونش به جونت بستس.عمر من نفس من پسر من دوست من تولدت مبارک. ایشالله همیشه سبز سبز باشی.آرامش داشته باشی.به همه ی آرزوهات برسی. سربلند باشی و مایه ی افتخار ما. این عکسم چند روز پیش با هم انداختیم   خوب امروز برنامه ی جشن نداریم.الان می خوایم با هم بریم بیرون گشتی بزنیم. بعد عصری بریم یه عکس یادگاری بندازیم.و بعدش هر جا شما گفتی. اونوقت چون تولد وسط هفته س نتونستم مهمونی بدم.ایشالله پنج شنبه یا جمعه یه مهمونی میگیریم همه رو دعوت میک...
27 آبان 1392